خاطره ای از ناصر اسدی

 خاطره ای  از آلبوم خاطرات خدمتم به دانش آموزان ناشنوا،که خاطر آن برایم عزیز است و یادگار آن در ذهنم ماندگار. آنچه در این مدت خدمتم ندانستم این بودکه :این روزگار است که سر ناسازگاری با انسان هادارد یا انسانها هستند که سر ناسازگاری دارند با روز گار

از سال ۸۱ که برای ادامه خدمت به جهرم آمدم بسا جفاها که از قدرت طلبان از خدا بی خبر دیدم و به سفارش مولایم علی سکوت را اختیار کردم امید که خداوند همه ی ما را به راه راست خود هدایت کند

ان شاء الله

خدایا همه ی آنهایی که می خواهند با افکاری بلند و الهی طبق سنت رسول الله و اجتهاد علی و اولادش در خدمت عزیزان استثنائی خدمت کنند توفیق خدمت ارزانی بدار.

و آنها را از شر بدان و بدخواهان و فتنه گران و توطئه کنندگان و آنها که مصداق "صدو فی سبیل الله" هستندو از شر حسودان و جاهلان و بخیلان در امان دار. آمین یا رب العالمین

ادامه نوشته

شعر محرم

به نام خداي مهرباني 

با عرض تسليت به مناسبت شهادت سيدالشهدا سروده اي دارم كه تقديمتان ميكنم:

نقشي سياه بر تن عالـم كشيده اند                     گويا كه شيعيان به محرم رسيده اند

از وادي غـريب وبلا خيز كربـلا                  پروانه هاي باغ حقيقت پريده اند

از آسمان تابه زمين ساكنـان عرش               داغي چنين عظيم به عالم نديده اند

گيسو كنيـم وبناليـم درفراق مـاه                  برآسـمان پيـله ظلمت تنيده اند

اي ابرخون بباروتواي سنگ ناله كن                    آخر كجا دست زساقي بريده اند

زين داغ سينه سوزكه دل ميكشدبه دوش       شمس وقمرزديده ودل خون چكيده اند

ازعرش قدسيان همه فرياد مي زننـد               گل غنچه هاي ياس راسربريده اند

اين پيكران پاك كه درخون شناورند                    ازخاندان خاتم وچون نورديده اند

لعنت كنيـد ددصفتـان پليـد را                    كينان حريم حرمت حق را دريده اند

زين جنگ نابرابرومنحوس كوفـيان               از شرم ماه برقع به چهره كشيده اند

سروان راست قامـت وياران آفتاب               در داغ لاله زهرا قـد خميـده اند

آنـان كـه ازواقعـه تلخ كربـلا                وز جور ديوان چه سخن ها شنيده اند

آزادگان عاشـق وشيداييان عشـق                 درسوگ وهجريار گريبان دريده اند

دلدادگـان درغـم فرزند فاطـمه                    درياي اشك وخون به جهان آفريده اند

آيا شونـد بردل فرزانـگان شفيـع                  آن شاهدان كه شهد شهادت چشيده اند

يارب مـدد نمـاي زآزادگان شويـم                 زآنان كه عاشقانه به دريا رسيده اند

                                                       سراينده:فرزانه نوعي جهرمی

استفاده از این شعر جز به نام سراینده غیر اخلاقی است.

شعر عطر خدا

 

سروده اي براي كودكانم ، غنچه هاي معلولم كه تمام افتخار خدمت هفده ساله ام هستند :

 عطر خدا

 اينجا كجاست كه زبان بسته مي شود            هر كس جز عاشق از آن خسته ميشود

اينجا كجاست كه بغض ها ميبرد امان           صـد پرسش از نگـاه پرسيده مي شـود

اينجا چقدر ساكت وآرام ومومن است            گويـا كه عشـق خـدا فـهـميده مي شود

در هر سر گل غنچه هايي نشسته اند            زين غنچه هاعطـر خـدا بوييده مي شود

يكي شكسته ساقه وديگر پريده رنگ            در هر دودست خطي عميق ديده ميشود

گــردن فتــاده وپــا نــاتوان وچشم            در عمـق آن روح خــدا ديده مي شــود

در جـان او دو سه ‍‍ژن جابـجا شده              آيا  به  اين  د لـيل  ناديــده مي شـود؟

ليكن عشــق در او گشــته شد روان            اينجاست كه عاشــقي زاييـده مي شود

باور كنيـد كه  در ظلــمت  شبــان             خورشيد عشــق بر او تابيـده مي شود

جانم به خدمت معلول او خوش است            فرزانه را  زاوست كه بخشيده مي شود

سراينده : فرزانه نوعي از آموزشگاه استثنايي توحيد (1)

استفاده از این شعر جز به نام سراینده غیر اخلاقی است.

سخنان علامه جوادی آملی با اعضای انجمن اسلامی ها

به گزارش ایلنا به نقل از مشرق، چندی پیش جمعی از مسئولین و اعضای انجمن اسلامی وزارت اقتصاد و دارایی با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند. وی در این دیدار به تشریح مبانی نظری و عملی اقتصاد مقاومتی پرداختند که مشروح آن از نظرتان می گذرد.

مسئله اقتصاد بعد از اعتقاد جزء مهم‌ترین عناصر استقلال سیاسی یك مملكت است وقتی شما عهده‌دار دریافت مالیات هستید این مالیات بر درآمد است باید راه درآمد را هم ـ ان‌شاءالله ـ به ملّت بزرگ و بزرگوار ایران اسلامی ارائه كنید تا در تحصیل درآمد هم تلاش و كوشش بكنند و آن‌گاه آنها مشتاقانه این مالیات را بپردازند. سرّ اینكه اقتصاد بعد از اعتقاد سهم تعیین كننده دارد این است كه مال را ذات اقدس الهی عامل قیام یك ملّت قرار داده است ملّتی می‌تواند مقاوم باشد و مقاومت كند كه بتواند بایستد ایستادگی یك عامل قیام می‌خواهد همان طوری كه ایستادن یك عامل قیام می‌خواهد ایستادگی هم یك عامل قیام می‌خواهد الآ‌ن كه فرمودند اقتصادِ مقاومتی این سخنی است حق لكن این دو مطلب باید كاملاً توضیح داده شود تا فرق این دو مطلب روشن شود و رسالتی كه برای اعضای محترم انجمن‌های اسلامی است هم روشن شود.

مطلب اول اینكه كسی می‌تواند بایستد كه ستون فقراتش سالم باشد وگرنه باید به عصا تكیه كند یا باید بنشیند اگر ستون فقرات كسی سالم نباشد به او می‌گویند فقیر, فقیر یعنی فقیر نه یعنی ندار, آن كه ندار است به او می‌گویند فاقد آن كه ستون فقراتش شكسته است به او می‌گویند فقیر چون كسی كه ستون فقراتش شكسته است قدرت قیام ندارد این زمین‌گیر است این مطلب اول درباره ایستادن فیزیكی. ایستادن متافیزیكی یعنی مقاومت هم به اقتصاد وابسته است اگر ستون فقرات ملّتی كه همان مسائل مالی و امكانات مالی آنهاست شكسته بود این قدرت مقاومت ندارد و از پا در می‌آید هرگز فقیر را فقیر نگفتند برای اینكه او مال ندارد برای اینكه در صدر اسلام این همه افراد بی‌مال بودند كه بدر و احد را اداره كردند فقیر را فقیر می‌گویند برای اینكه ستون فقراتش شكسته است اگر ستون فقرات ملتی كه دین آنهاست آسیب ببیند این ملّت قدرت مقاومت ندارد یعنی اقتصاد مقاومتی كه فرمودند توفیقش نصیب اینها نمی‌شود توفیقش نصیب كسانی می‌شود كه تكیه‌گاهی دارند ستونی دارند و ستونشان را با دین حفظ كردند,

بنابراین ما باید دو كار كنیم یكی اعتقاد را كه آن ستون اصلی است حفظ كنیم یكی اقتصاد را كه یك ستون فرعی است حفظ كنیم اگر ما می‌شنویم فلان كارخانه كارگرها را بیرون كردند باید راه‌حل پیدا كنیم یا فلان كارخانه در آستانه تعطیلی است باید راه‌حل پیدا كنیم. ما زیارت عاشورا می‌خوانیم دعای كمیل می‌خوانیم نمازهای مستحبی می‌خوانیم و مانند اینها، اینها همه وظیفه است و ثواب الهی را به همراه دارد اما آنكه مشكل جامعه را حل می‌كند آن درایت اقتصادی است این دعای كمیل را شخص كمیل از وجود مبارك حضرت امیر(سلام الله علیه) نقل كرد خب كمیل از اصحاب خاصّ حضرت بود وجود مبارك حضرت امیر كه به خیلی‌ها وقت ملاقات خصوصی نمی‌داد دست همین كمیل را از مسجد كوفه بیرون برد و آن بیانات نورانی را به كمیل آموخت كه «إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا»[1] تا پایان آن بیانات نورانی و این دعای معروف كمیل را به او آموخت و آن كمیل هم این دعا را نقل كرد.

بعد از اینكه وجود مبارك حضرت امیر(سلام الله علیه) به مقام خلافت ظاهری رسیدند آن طوری كه در نهج‌البلاغه هست منطقه‌ای است به نام هیت مسئولیت آن منطقه را وجود مبارك حضرت امیر به كمیل داد امویان ریختند آنجا غارت كردند زدند بردند و كمیل نتوانست اداره كند وجود مبارك حضرت امیر نامه‌ای نوشت این نامه در نامه‌های مكتوب نهج‌البلاغه است به كمیل اعتراض كرد كه من همه امكانات را به تو دادم نتوانستی آنجا را اداره كنی[2] خلاصه اعتراض حضرت امیر این است كه بعضی‌ها فقط به درد دعای كمیل می‌خورند‍! اداره مملكت یعنی اداره مملكت! اگر ما بشنویم فلان كارخانه كارگرها را بیرون كرده آن با نمازِ زیارت عاشورای شما حل نمی‌شود حواستان جمع باشد و دامنگیرتان خواهد شد! كسی گرسنه بخوابد، فقیر باشد، به زندان برود، هزاران چک برگشتی وجود داشته باشد اینها با دعای كمیل حل نمی‌شود! شما بررسی كنید ببینید چندتا چك برگشتی دارید، معلوم می‌شود كه اقتصاد و دارایی نتوانست رسالتش را انجام بدهد.

اقتصاد مقاومتی یك ستون فقرات می‌خواهد و آن دین است

بنابراین مطلب اول این است كه فقیر غیر از فاقد است دوم آن است كه اقتصاد مقاومتی یك ستون فقرات می‌خواهد و آن دین است برخی از این جانبازان عزیز نزدیك سی سال است كه به عنوان قطع نخاعی در آسایشگاه هستند كه من یك بار رفتم به عیادت اینها بلكه به زیارت اینها بعد آمدم كنار و قدری گریه كردم و بعد دیگر رویم نشد بروم به عیادت اینها! اینها مردان الهی‌اند اینها به مراتب قوی‌تر از شهدای صدر اسلام‌اند این روحیه این كشور را حفظ می‌كند اما مادامی كه ما با عُرضه نه بیراهه رفته باشیم نه راه كسی را بسته باشیم! اما اگر اختلاس و امثال آن پیش بیاید اگر ـ خدای ناكرده ـ فشاری بیاید تحملش سخت است برای اینكه اقتصاد مقاومتی, ستون مقاومت می‌خواهد ستون مقاومت هم همان اعتقاد است، وقتی كسی این فساد را ببیند این ناهنجاری را ببیند خب تحمل نمی‌كند, بنابراین ما باید مواظب باشیم كه بعضی‌ها فقط به درد دعای كمیل می‌خورند در برابر جنگ‌ها و حمله‌ها نمی‌توانند بایستند ما اگر توانستیم اقتصاد مقاومتی را در كنار اعتقاد پیوند بزنیم راه درآمد را توسعه می‌دهیم بعد مالیات می‌گیریم حقّ مشروع دولت هم است مردم هم كاملاً جانانه تسلیم می‌كنند اگر هم یك وقت نبود, همه تحمل می‌كنند اما اگر باشد و نابسامان باشد تحمل‌پذیر نیست!

در همین راستا مرحوم كلینی(رضوان الله علیه) در كتاب شریف كافی بیانی را از وجود مبارك پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل می‌كنند كه وجود مبارك پیغمبر به خدای سبحان عرض می‌كند «اللهمّ بارك لنا فی الخبز و لا تفرّق بیننا و بینه فلولا الخبزُ ما صُمنا ولا صَلَّیْنا ولا أدَّینا فرائضَ ربِّنا عزّوجلّ»[3] یعنی خدایا بین ما و نان ما جدایی نینداز منظور از نان, اقتصاد است نان یعنی اقتصاد مملكت عرض كرد خدایا بین مسلمان‌ها و نان آنها, اقتصاد آنها جدایی نینداز زیرا اگر بین مسلمین و نان آنها جدایی افتاد دیگر دینداری مشكل است بنابراین ما قبل از اینكه از درآمد, مالیات بگیریم باید راه تحصیل درآمد را هموار كنیم نباید بگوییم ما مسئول گرفتنیم دیگری مسئول تغییر است هر دو یك واقعیت است این گردهمایی‌ها این مشورت‌ها این شورای اداری‌ها برای همین است كه انسان با هماهنگی كشور را اداره كند اگر ما مشكلی دیدیم به مسئولان دیگر هم گزارش بدهیم طوری باشد كه دیگر كسی در كارخانه را نبندد و عده‌ای از كارگرها را بیرون بكند.

در سوره مباركه نساء فرمود عامل قیام و مقاومت ملت همان مسائل اقتصادی است فرمود: ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِیَاماً﴾[4] فرمود مال, عامل مقاومت است عامل قیام است عامل استقامت است شما این را حفظ بكنید به دست هر كسی ندهید اگر این مال, عامل قیام است به دست سفیهان جامعه ندهید ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِیَاماً﴾

ملت اگر بخواهد اقتصاد مقاومی داشته باشد باید مالش را به دست عقلا بدهد نه به دست سفیهان خب اگر این اصول رعایت شد هم درآمد محفوظ است و هم هزینه‌ها متعادل است هم مالیات بر درآمد و اگر ـ خدای ناكرده ـ در اثر امتحان‌های الهی یا علل و عوامل دیگر مقداری مسئله اقتصاد اُفت كرد این ملت كاملاً تحمل می‌كند چون اعتقاد, اصل است بر خلاف بساط كمونیستی كه اقتصاد در رأس است اقتصاد نزد ما مسلمان‌ها در صف دوم است آن اعتقاد است كه اصل است از صدر اسلام تاكنون هم همین طور بود حالا نیازی به تاریخ گذشته ندارد این جنگ ده ساله را ـ برای اینكه هشت سال دفاع مقدس بود دو سال جنگ داخلی بود ـ مردم تحمل كردند و این به سبب اعتقاد بود و اما اگر ـ خدای ناكرده ـ این اعتقاد آسیب ببیند, ببینند با دین دارد بازی می‌شود اگر آدم آن اصل را آن ستون فقرات را از دست داد به آدمِ كمرشكسته‌ای كه ستون فقراتش را از دست داد با نصیحت نمی‌شود گفت قیام كنید؛ انسانِ كمرشكسته، با سخنرانی بلند نمی‌شود باید حواسمان جمع باشد!

مفسر بزرگ قرآن کریم و صاحب تفسیر شریف تسنیم بیان داشتند: بنابراین آن عقل و درایت است كه هم قرآن سفارش كرده هم روایات سفارش كرده و شما بزرگواران تلاش و كوششتان ـ ان‌شاءالله ـ مشكور باشد و بكوشید در كنار این آداب و سنن دینی و مستحبّاتی كه دارید ـ ان‌شاءالله ـ آن هوش اقتصادی را هم خودتان داشته باشید هم به دیگران منتقل كنید كه این كشور روی پای خود بایستد برای اینكه اگر نایستد, مغبون شده و بد كرده یك وقت كشوری است كه امكاناتی در اختیار ندارد اما بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) این است كه «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله»[5] فرمود كشوری كه آب دارد خاك دارد مع ذلك فقیر و محتاج باشد خدا آن را از رحمت دور بدارد این نفرین علی است!

نفرین علی دیگر به مراتب بالاتر از دعای ماست صریح فرمود: «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله» ملّتی كه آب دارد خاك دارد ولی محتاج است خدا او را از رحمت خود دور كند! حالا شما بیا قرآن به سر بكن در برابر نفرین علی، نمی‌شود!

این ملت, ملت بزرگی است و اسلام اینها را بزرگ كرده این استعداد را دارد منتها كسی می‌خواهد كه از این استعداد حداكثر بهره را ببرد. داستانی است كه معروف است عمرو بن مَعدی كرب از سلحشوران بنام بود شمشیری داشت به نام صمصامه, صمصامه عمرو بن مَعدی كرب در جنگ‌ها معروف بود خلیفه وقت از او خواست كه شما این صمصامه را این شمشیر برنده را برای من بفرستید او فرستاد آ‌ن خلیفه چند بار آزمود دید كه این شمشیر خیلی كارآیی ندارد و كارآمد نیست برای او نامه‌ای نوشت كه این شمشیر آ‌ن‌طور كه شهرت دارد نیست او در جواب این مضمون را نوشت كه «بَعثت إلیك بالسیف لا بالساعد»[6] من شمشیر دادم بازو كه ندادم! بازوی عمرو بن مَعدی كرب می‌خواهد كه از این شمشیر حداكثر استفاده را ببرد. ایرانی منهای اسلام همان شمشیر معدی كرب است ایرانیِ با اسلام همان بازوست.

توضیحش این است كه ما در جنگ جهانی اول همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند, گفتیم چشم در جنگ جهانی دوم همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند, گفتیم چشم، در كودتای ننگین 28 مرداد همین ایرانی بود، اما وقتی صحبت از اسلام شد و روحانیت شد و مراجع شد و مسجد و حسینیه شد و امام, رهبری را به عهده گرفته شانزده شهریور گفتند «مرگ بر شاه» هفده شهریور آن همه شهید دادند و گفتند «مرگ بر شاه» هجده شهریور گفتند «مرگ بر شاه», گفتند «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» همین ایرانی بود دیگر, تا این شمشیر به دست چه كسی باشد! با بازی كردن نمی‌شود مملكت را حفظ كرد مردم همان مردم‌اند اسلام همان اسلام است الآ‌ن هم ـ معاذ الله ـ اگر بیگانه حمله كند این مردم همان مردم‌اند.

الآن هم ـ معاذ الله ـ حادثه پیش بیاید همان است از آن جهت كه مسلمان‌اند یعنی این ایران این قدرت شمشیری كه هست این باید با بازوی اسلامی كار ‌كند بازوی اسلامی نباشد این شمشیر كار نمی‌كند. اینكه بیگانه با همه قدرتی كه دارد می‌ترسد و واقعاً این جرأت را ندارد كه اجازه چنین فضولی را به خودش بدهد كه به ایران حمله كند برای همین اسلامی بودن این كشور است این را باید حفظ كنیم این اصل است در كنارش درایت است امانت است عقل است هوش است فهم است و فهم است و فهم! كه چگونه ما از درآمد مملكت استفاده كنیم و بفهمیم بین سرمایه و درآمد فرق است نفت, سرمایه است نه درآمد كسی با نفت‌فروشی بخواهد مملكت را اداره كند یعنی با سرمایه‌فروشی, نفت را باید تبدیل كرد به یك سرمایه دیگر از آن درآمدش باید استفاده كرد.

[1]. نهج‌البلاغه، حكمت 147.
[2]. نهج‌البلاغه، نامه 61.
[3]. الكافی، ج 6، ص 287.
[4]. سورهٴ نساء، آیهٴ 5.
[5]. قرب الاسناد، ص 55.
[6]. ر. ك: نهایة الارب، ج 6، ص 200.

پایان پیام

 

سخنرانی مقام معظم رهبری در اجلاس سران جنبش عدم تعهد(اجلاس نم)

متن کامل سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم افتتاحیه شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد صبح امروز با حضور حضرت ایت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تهران آغاز بکار کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهمی در جمع ۱۲۰ تن از سران و مقامات کشورهای پنج قاره جهان، با اشاره به شرایط حساس گیتی و عبور جهان از یک پیچ تاریخی بسیار مهم و نشانه های بروز نظام نوین چند وجهی در مقابل نظام یک جانبه گرایی سلطه، به تبیین فرصت های نوید بخش پیش روی کشورهای مستقل و آرمانهای اصلی کشورهای غیر متعهد و همچنین نشانه های لبریز شدن پیمانه صبر مردم جهان بویژه ملتهای غرب از ساختارهای معیوب، منسوخ، ناعادلانه و غیر دموکراتیک هندسه غلط بین المللی موجود، پرداختند و تاکید کردند: جنبش عدم تعهد باید نقش جدیدی در شکل گیری نظم نوین بین المللی ایفاء کند و اعضاء این جنبش می توانند با هم‌افزائی امکانات و ظرفیتهای گسترده‌ی خود، برای نجات جهان از ناامنی و جنگ و سلطه‌گری نقشی تاریخی و ماندگار بیافرینند.
متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب‌العالمین و الصلوة و السلام علی الرسول الاعظم الأمین و علی آله‌ الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین
به شما میهمانان گرامی، سران و هیئتهای نمایندگی کشورهای جنبش عدم تعهد و نیز دیگر شرکت‌کنندگان در این اجلاس بزرگ بین‌المللی خوشآمد میگویم.
ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا به هدایت و کمک پروردگار، حرکت و جریانی را که در ۶دهه‌ی قبل با هوشمندی و موقعیت‌شناسی و شجاعت چند تن از رهبران سیاسی دلسوز و مسئولیت‌پذیر پایه‌گذاری شد، به اقتضای موقعیتها و نیازهای امروز جهان، ادامه دهیم و بلکه به آن جانی تازه و تحرکی دوباره ببخشیم.
میهمانان ما از مناطق جغرافیائی دور و نزدیک در اینجا گرد آمده و متعلق به ملیتها و نژادهای گوناگون و دارای تعلقات اعتقادی و فرهنگی و تاریخی و وراثتی متنوع‌اند،‌ ولی همانطور که احمد سوکارنو یکی از بنیان‌گذاران این جنبش در کنفرانس معروفِ باندونگ در سال ۱۹۵۵ گفت، مبنای تشکیل عدم تعهد، نه وحدت جغرافیائی یا نژادی و دینی، بلکه وحدت نیاز است. آن روز کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، به پیوندی که بتواند آنها را از سیطره‌ی شبکه‌های اقتدارگرا و مستکبر و سیری‌ناپذیر،‌ مصون بدارد نیازمند بوده‌اند؛ امروز با پیشرفت و گسترش ابزارهای سلطه‌گری، این نیاز همچنان پابرجا است.
من میخواهم حقیقت دیگری را مطرح کنم.
اسلام به ما آموخته است که انسانها با وجود ناهمگونیهای نژادی و زبانی و فرهنگی، فطرت همسانی دارند که آنها را به پاکی و عدالت و نیکوکاری و همدردی و همکاری فرا میخواند و همین سرشت همگانی است که اگر از انگیزه‌های گمراه‌کننده به سلامت عبور کند، انسانها را به توحید و معرفت ذات متعالی خداوند رهنمون میگردد.
این حقیقت تابناک دارای چنان ظرفیتی است که قادر است پایه و پشتوانه‌ی تشکیل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پیشرفت و عدالت توأماً گردد و شعاع معنویت را بر همه‌ی فعالیتهای مادّی و دنیائی انسانها نفوذ دهد و بهشتی دنیائی ـ پیش از بهشت اخروی موعد ادیان الهی ـ‌ برای آنان فراهم آورد. و نیز همین حقیقیت مشترک و همگانی است که میتواند شالوده‌ ریز همکاریهای برادرانه‌ی ملتهائی باشد که از نظر شکل ظاهری و سابقه‌ی تاریخی و منطقه‌ی جغرافیائی شباهتی به یکدیگر ندارند.
همکاریهای بین‌المللی هرگاه برچنین شالوده‌ئی استوار باشد، دولتها ارتباطات میان خود را نه براساس ترس و تهدید یا افزون‌طلبی و منافع یک‌جانبه یا واسطه‌گریِ افراد خائن و خودفروش، بلکه بر پایه‌ی منافع سالم و مشترک، و برتر از آن، منافع انسانیت بنا میکنند و وجدان بیدار خود و خاطر ملتهای خود را از دغدغه‌ها آسوده میسازند.
این نظم آرمانی، در نقطه‌ی مقابل نظام سلطه قرار دارد که در قرنهای اخیر، قدرتهای سلطه‌گر غربی ـ و امروز دولت زورگو و متجاوز آمریکا ـ مدعی و مبلّغ و پیشقراول آن بوده‌اند و هستند.
میهمانان عزیز!
امروز آرمانهای اصلی جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پا برجاست؛ آرمانهائی مانند استعمارزدائی، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، عدم تعهد به قطبهای قدرت و ارتقاء همبستگی و همکاری میان کشورهای عضو. واقعیتهای امروز جهان با آن آرمانها دارای فاصله است؛ ولی اراده‌ی جمعی و تلاش همه‌جانبه برای عبور از واقعیتها و دست یافتن به آرمانها، هر چند پُر چالش،‌ لیک امیدآفرین و ثمربخش است.
ما در گذشته‌ی نزدیک، شاهد شکست سیاستهای دوران جنگ سرد و نیزیک‌جانبه‌گرائیِ پس از آن بوده‌ایم. جهان با عبرت‌آموزی از این تجربه‌ی تاریخی، در حال گذار به نظام بین‌المللی جدیدی است و جنبش عدم تعهد میتواند و باید نقش نوینی ایفاء نماید؛ این نظام باید بر پایه‌ی مشارکت همگانی و برابری حقوق ملتها استوار باشد، و همبستگی ما کشورهای عضو این جنبش برای شکل‌گیری این نظم نوین،‌ از ضرورتهای بارز عصر کنونی است.
خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهانی، نویدبخش یک نظام چند وجهی است که در آن، قطبهای سنتی قدرت،‌ جای خود را به مجموعه‌ئی از کشورها و فرهنگها و تمدنهای متنوع و با خاستگاههای گوناگون اقتصادی و اجتماعی و سیاسی میدهند. اتفاقات شگرفی که در سه‌ دهه‌ی اخیر شاهد آن بوده‌ایم آشکارا نشان میدهد که برآمدن قدرتهای جدید با بروز ضعف در قدرتهای قدیمی همراه بوده است. این جا به جائی تدریجی قدرت، به کشورهای عدم تعهد فرصت میدهد تا نقش مؤثر و شایسته‌ئی را در عرصه‌ی جهانی بر عهده بگیرند و زمینه‌ی یک مدیریت عادلانه و واقعاً مشارکتی را در پهنه‌ی گیتی فراهم آورند. ما کشورهای عضو این جنبش توانسته‌ایم در یک دورانِ طولانی، با وجود تنوع دیدگاهها و گرایشها، همبستگی و پیوند خود را در چهار چوب آرمانهای مشترک حفظ کنیم و این دستاورد ساده و کوچکی نیست. این پیوند میتواند دست‌مایه‌ی گذار به نظمی عادلانه و انسانی قرار گیرد.
شرائط کنونی جهان، فرصتی شاید تکرار نشدنی برای جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتوری چند کشور غربی اداره شود. باید بتوان یک مشارکت دموکراتیک جهانی را در عرصه‌ی مدیریت بین‌المللی شکل داد و تضمین کرد. این است نیاز همه‌ی کشورهائی که مستقیم یا غیرمستقیم از دست‌اندازی چند کشور زورگو و سلطه‌طلب زیان دیده‌اند و می‌بینند.
شورای امنیت سازمان ملل دارای ساختار و ساز و کاری غیرمنطقی،‌ ناعادلانه و کاملاً غیر دموکراتیک است. این یک دیکتاتوری آشکار و یک وضعیت کهنه و منسوخ و تاریخ‌ مصرف‌ گذشته است. با سوءاستفاده از همین سازوکار غلط است که آمریکا و همدستانش توانسته‌‌اند زورگوئیهای خود را در لباس مفاهیم شریف بر دنیا تحمیل کنند. آنها میگویند «حقوق بشر» و منافع غرب را اراده میکنند؛ میگویند «دموکراسی» و دخالت نظامی در کشورها را به جای آن می‌نشانند؛‌ میگویند: «مبارزه با تروریسم» و مردم بیدفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهای خود میسازند؛ در نگاه آنها، بشریت به شهروندان درجه‌ی یک و دو و سه تقسیم میشوند؛ جان انسان در آسیا و آفریقا و امریکای‌لاتین ارزان و در آمریکا و غرب اروپا گران، قیمت‌گذاری میشود؛ امنیت آمریکا و اروپا مهم، و امنیت بقیه‌ی بشریت بی‌اهمیت دانسته میشود؛ شکنجه و ترور اگر به دست آمریکائی و صهیونیست و دست‌نشاندگان آنها صورت گیرد، مُجاز و کاملاً قابل چشم‌پوشی است؛ زندانهای مخفی آنها که در نقاط متعددی در قاره‌های گوناگون شاهد زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها با زندانیان بی‌دفاع و بی‌وکیل و بی‌محاکمه است، وجدان آنان را نمی‌آزارد؛ بد و خوب کاملاً گزینشی و یک‌طرفه تعریف میشود؛ منافع خود را بنام «قوانین بین‌المللی» و سخنان تحکم‌آمیز و غیرقانونی خود را به نام «جامعه‌ی جهانی» بر ملتها تحمیل میکنند، و با شبکه‌ی رسانه‌ئیِ انحصاری سازمان‌یافته،‌ دروغهای خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت‌طلبی وانمود میکنند و در مقابل، هر‌سخن حقی را که افشاگر فریب آنها است، دروغ و هر مطالبه‌ی بر حقّی را یاغیگری مینامند.
دوستان! این وضعیت معیوب و پر زیان، غیرقابل ادامه است. همه از این هندسه‌ی غلط بین‌المللی خسته شده‌اند. جنبش ۹۹ درصدی مردم در آمریکا بر ضدّ کانونهای ثروت و قدرت در آن کشور و اعتراض عمومی در کشورهای اروپای غربی به سیاستهای اقتصادی دولتهاشان نیز نشان لبریز شدن پیمانه‌ی صبر و تحمل ملتها از این وضعیت است. باید این وضعیت نامعقول را علاج کرد.
پیوند مستحکم و منطقی و همه‌جانبه‌ی کشورهای عضو جنبش عدم‌تعهد، میتواند در یافتن و پیمودن راه علاج، تأثیرات عمیقی بر جای بگذارد.
حضار محترم!
صلح و امنیت بین‌المللی از جمله‌ی مسائل حادّ جهان امروز ما است و خلع سلاحهای کشتار‌جمعی و فاجعه‌بار یک ضرورت فوری و یک مطالبه‌ی همگانی است. در دنیای امروز، امنیت، پدیده‌ئی مشترک و غیرقابل تبعیض است. آنها که سلاحهای ضد بشریت را در زرادخانه‌های خود انبار میکنند حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهانی قلمداد کنند. این ـ بی‌شک ـ نخواهد توانست نیز امنیت را برای خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسف فراوان دیده میشود که کشورهای دارنده‌ی بیشترین تسلیحات هسته‌ئی، اراده‌ئی جدّی و واقعی برای حذف این ابزارهای مرگبار از دکترین نظامی خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصی مهم در تعریف جایگاه سیاسی و بین‌المللی خود میدانند. این تصور، به کلّی مردود و مطرود است.
سلاح هسته‌ئی نه تأمین‌کننده‌ی امنیت و نه مایه‌ی تحکیم قدرت سیاسی است، بلکه تهدیدی برای این هر دو است. حوادث دهه‌ی ۹۰ قرن بیستم نشان داد که داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ کند. امروز نیز کشورهائی را میشناسیم که با داشتن بمب‌اتم، در معرض امواج ناامنی‌های مهلک‌اند.
جمهوری اسلامی ایران استفاده از سلاح هسته‌ئی و شیمیائی و نظائر آن را گناهی بزرگ و نابخشودنی میداند. ما شعار «خاورمیانه‌ی عاری از سلاح هسته‌ئی» را مطرح کرده‌ایم و به آن پایبندیم. این به معنی چشم‌پوشی از حق بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی و تولید سوخت هسته‌ئی نیست. استفاده‌ی صلح‌آمیز از این انرژی براساس قوانین بین‌المللی حق همه‌ی کشورها است. همه باید بتوانند از این انرژی سالم در مصارف گوناگون حیاتی کشور و ملتشان استفاده کنند و در اِعمال این حق وابسته به دیگران نباشند. چند کشور غربی که خود دارنده‌ی سلاح هسته‌ئی و مرتکب این کار غیرقانونی‌اند،‌ مایلند توان تولید سوخت هسته‌ئی را نیز در انحصار خود نگهدارند. حرکتی مرموز در حال شکل‌گیری است تا انحصار تولید و فروش سوخت هسته‌ئی را در مراکزی با نام بین‌المللی ولی در واقع در پنجه‌ی چند کشور معدود غربی، تثبیت و دائمی کنند.
طنز تلخ روزگار ما آن است که دولت آمریکا که دارنده‌ی بیشترین و مرگبارترین سلاحهای هسته‌ئی و دیگر سلاحهای کشتارجمعی و تنها مرتکب به کارگیری آن است،‌ امروز میخواهد پرچم مخالفت با اشاعه‌ی هسته‌ئی را به دوش بگیرد. آنها و شرکای غربی‌شان رژیم صهیونیستی غاصب را به سلاح‌های هسته‌ئی مجهز کرده و برای این منطقه‌ی حساس، تهدیدی بزرگ فراهم کرده‌اند؛ اما همین مجموعه‌ی فریب‌گر، استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی را برای کشورهای مستقل بر‌نمی‌تابند و حتی با تولید سوخت هسته‌ئی برای رادیو داروها و دیگر مصارف صلح‌آمیز انسانی با هر چه در توان دارند ستیزه‌گری میکنند. بهانه‌ی دروغین آنان، بیم از تولید سلاح هسته‌ئی است. در مورد جمهوری اسلامی ایران، آنان خود میدانند که دروغ میگویند اما سیاست‌ورزی، آنگاه که کمترین اثری از معنویت در آن نباشد، دروغ را هم مجاز میشمرد. آیا آن که در قرن بیست‌ویکم زبان به تهدید اتمی می‌گشاید و شرم نمیکند، از دروغ‌گوئی پرهیز و شرم خواهد کرد؟!
من تأکید میکنم که جمهوری اسلامی هرگز در پی تسلیحات هسته‌ئی نیست و نیز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی چشم‌پوشی نخواهد کرد. شعار ما «انرژی هسته‌ئی برای همه و سلاح هسته‌ئی برای هیچکس» است. ما بر این هر دو سخن پای‌ خواهیم فشرد و میدانیم که شکستن انحصار چند کشور غربی در تولید انرژی هسته‌ئی در چهارچوب معاهده‌ی عدم اشاعه به سود همه‌ی کشورهای مستقل و از جمله کشورهای عضو جنبش عدم تعهد است.
تجربه‌ی سه دهه ایستادگی موفقت‌آمیز در برابر زورگوئی‌ها و فشارهای همه‌جانبه‌ی آمریکا و متحدانش، جمهوری اسلامی را به این باور قطعی رسانده است که مقاومت یک ملت متحد و دارای عزم راسخ، قادر است بر همه‌ی خصومتها و عنادها فائق آید و راه افتخارآمیز به سوی هدفهای بلند خود را بگشاید. پیشرفتهای همه‌جانبه‌ی کشور ما در دو دهه‌ی اخیر واقعیتی است که در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدکنندگان رسمی بین‌المللی مکرراً بدان اذعان کرده‌اند، و این همه در شرائط تحریمها و فشارهای اقتصادی و تهاجم تبیلغاتی شبکه‌های وابسته به امریکا و صهیونیسم اتفاق افتاده است. تحریمهائی که یاوه‌گویان، آن را فلج‌کننده نامیدند، نه تنها ما را فلج نکرده است و نخواهد کرد، بلکه گامهای ما را محکمتر و همت ما را بلندتر و اطمینان ما را به درستی تحلیلهای خود و نیز به توانائی درون‌زای ملّتمان راسختر کرده است. ما یاری خداوند را در این چالشها بارها و بارها به چشم دیده‌ایم.
میهمانان گرامی!
لازم میدانم در اینجا از یک مسأله‌ی بسیار مهم سخن بگویم که اگر چه مربوط به منطقه‌ی ما است ولی ابعاد گسترده‌ی آن از این منطقه فراتر رفته و سیاستهای جهانی را در طول چندین دهه تحت تأثیر قرار داده است. و آن مسأله‌ی دردآور فلسطین است. خلاصه‌ی این ماجرا آن است که یک کشور مستقل و دارای شناسنامه‌ی روشن تاریخی بنام فلسطین، بر اساس یک توطئه‌ی وحشتناک غربی با سردمداری انگلیس در دهه‌ی چهل قرن بیستم،‌ از ملت آن، غصب و به زور سلاح و کشتار و فریب، به جماعتی که عمدتاً از کشورهای اروپائی مهاجرت داده‌شده‌اند، واگذار گردیده است. این غصب بزرگ که در آغاز با کشتارهای جمعی مردم بی‌دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و کاشانه‌ی خود به کشورهای هم‌مرز همراه بود، در طول بیش‌از شش دهه همچنان با همین جنایتها ادامه یافته است و امروز هم ادامه دارد. این یکی از مهمترین مسائل جامعه‌ی بشریت است. سران سیاسی و نظامی رژیم غاصب صهیونیست، در این مدت از هیچ جنایتی پرهیز نکرده‌اند؛ از کشتار مردم و ویران کردن خانه‌ها و مزارع آنان و دستگیری و شکنجه‌ی مردان و زنان و حتی کودکان آنان، تا تحقیر و توهین به کرامت این ملت و سعی در نابودی و هضم آن در معده‌ی حرامخوار رژیم صهیونیستی، و تا با حمله به اردوگاههای آنان در خود فلسطین و در کشورهای همسایه که میلیونها آواره را در خود جای میداده است. نامهای صبرا و شتیلا و قانا و دیریاسین و امثال اینها با خون مردم مظلوم فلسطین در تاریخ منطقه‌ی ما ثبت شده است. اکنون نیز پس از شصت و پنجسال هنوز همچنان همین جنایتها در رفتار گرگان درنده‌ی صهیونیست با باقی‌ماندگان در سرزمینهای اشغالی ادامه دارد. آنها پی در پی جنایتهای جدیدی میآفرینند و منطقه را با بحران تازه‌ئی روبرو میکنند. کمتر روزی است که خبری از قتل و جرح و زندانی کردن جوانهائی مخابره نشود که به دفاع از وطن و کرامت خود برخاسته و به ویرانگری مزارع و خانه‌های خود اعتراض کرده‌اند. رژیم صهیونیستی که با به راه انداختن جنگهای فاجعه‌بار و کشتار مردم و اشغال سرزمینهای عربی و سازماندهی تروریسم دولتی در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطین را که برای احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه میکنند، تروریست مینامد و شبکه‌ی رسانه‌های متعلق به صهیونیزم و بسیاری از رسانه‌های غربی و مزدور نیز با زیر پا گذاشتن تعهّد اخلاقی و رسانه‌ئی، این دروغ بزرگ را تکرار میکنند. سردمداران سیاسی مدّعی حقوق‌بشر نیز چشم بر این همه جنایت بسته و بدون شرم و پروا، از آن رژیم فاجعه‌آفرین حمایت کرده در نقش وکیل‌مدافع آن ظاهر میشوند.
سخن ما آن است که فلسطین متعلق به فلسطینی‌ها است و ادامه‌ی اشغال آن، ظلمی بزرگ، تحمل‌ناپذیر و خطری عمده برای صلح و امنیت جهانی است. همه‌ی راه‌هائی که غربیها و وابستگان آنها برای «حل مسأله‌ی فلسطین» پیشنهاد کرده و پیموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. ما راه‌حلّی عادلانه و کاملاً دموکراتیک را پیشنهاد کرده‌ایم؛ همه‌ی فلسطینی‌ها، چه ساکنان کنونی آن و چه کسانی که به کشورهای دیگر رانده شده و هویت فلسطینی خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی در یک همه‌پرسی عمومی با نظارتی دقیق و اطمینان‌بخش، شرکت کنند و ساختار نظام سیاسی این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ی فلسطینیانی که سالها رنج آوارگی را تحمل کرده‌اند به کشور خود باز گردند و در این همه‌پرسی و سپس تدوین قانون اساسی و انتخابات، شرکت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهدشد. در اینجا مایلم پندی خیرخواهانه به سیاستمداران آمریکائی که تاکنون همواره به عنوان مدافع و پشتیبان رژیم صهیونیستی در صحنه حاضر شده‌اند بدهم: این رژیم تاکنون برای شما دردسرهای بیشمار داشته است؛ چهره‌ی شما را در میان ملتهای منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شریک جنایات صهیونیستهای غاصب معرفی کرده است؛ هزینه‌های مادی و معنوی که در طول سالهای متمادی از این رهگذر به دولت و ملت آمریکا تحمیل شده است سرسام‌آور است،‌ و احتمالاً در آینده اگر همین روش ادامه یابد هزینه‌های شما سنگینتر هم خواهد شد. بیائید به پیشنهاد جمهوری اسلامی درباره‌ی همه‌پرسی بیندیشید، و با تصمیمی شجاعانه خود را از گره ناگشودنی کنونی نجات دهید. بیشک مردم منطقه و همه‌ی آزاداندیشان گیتی از این اقدام، استقبال خواهند کرد.
میهمانان محترم!
اکنون به سخن آغازین باز میگردم. شرائط گیتی حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخی بسیار مهم است. انتظار میرود که نظمی نوین در حال تولد یافتن باشد. مجموعه‌ی غیرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه‌ی جهانی را در خود جای داده است و میتواند در شکل‌دهی آینده نقشی بزرگ ایفاء کند. تشکیل این اجلاس بزرگ در تهران نیز خود حادثه‌ای پرمعنی است که باید در محاسبات به کار آید. ما اعضاء این جنبش با هم‌افزائی امکانات و ظرفیتهای گسترده‌ی خود میتوانیم برای نجات جهان از ناامنی و جنگ و سلطه‌گری نقشی تاریخی و ماندگار بیافرینیم.
این مقصود فقط با همکاریهای همه‌جانبه‌ی ما با یکدیگر امکان‌پذیر است. در میان ما کشورهای بسیار ثروتمند و نیز کشورهای دارای نفوذ بین‌المللی کم نیستند. علاج مشکلات با همکاریهای اقتصادی و رسانه‌ئی و انتقال تجربه‌های پیش‌برنده و تعالی‌بخش، کاملاً‌ امکان‌پذیر است. باید عزمهامان را راسخ کنیم؛‌ به هدفها وفادار بمانیم؛ از اخم قدرتهای زورگو نترسیم و به لبخند آنان دل‌خوش نکنیم؛ اراده‌ی الهی و قوانین آفرینش را پشتیبان خود بدانیم؛ به شکست تجربه‌ی اردوگاه کمونیستی در دو دهه پیش و شکست سیاستهای باصطلاح : لیبرال دموکراسی غربی در حال حاضر ـ که نشانه‌های آن را در خیابانهای کشورهای اروپائی و امریکا و گره‌های ناگشودنی اقتصاد این کشورها همه می‌بینند ـ با چشم عبرت بنگریم. و بالاخره سقوط دیکتاتورهای وابسته به امریکا و همدست رژیم صهیونیستی در شمال آفریقا و بیداری اسلامی در کشورهای منطقه را فرصتی بزرگ بشماریم. ما میتوانیم به ارتقاء « بهره‌وری سیاسی» جنبش عدم تعهد در مدیریت جهانی بیندیشیم؛ میتوانیم برای تحول در این مدیریت،‌ سندی تاریخی تهیه کنیم و ابزارهای اجرائی آن را فراهم نمائیم؛ میتوانیم حرکت به سمت همکاریهای مؤثر اقتصادی را طرّاحی و الگوهای ارتباط فرهنگی میان خود را تعریف کنیم. بیشک تشکیل دبیرخانه‌ی فعال و پرانگیزه‌ئی برای این تشکیلات، خواهد توانست به حصول این مقاصد کمکی بزرگ و پر تأثیر تقدیم کند.
متشکرم

منتشر شده در ۱۳۹۱/۰۶/۰۹ ۱۱:۵۸ ق.ظ.
گروه خبر:
موافق


پند و اندرز لقمان حکیم

پند و اندرز سقراط حكيم

                 .  خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد

 

        روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت  و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."

سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"

مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.

--